( قسمت دوم )
كارى با اين كه آيا درست هست كه بر اساس ظاهر آدم ها قضاوتشان كنيم يا نه نخواهيم داشت.
اين يك اتفاق غريزى است كه به سرعت بتوانيم با بررسى دسته اى از نشانه ها دوست و دشمن را از هم تميز داده و چنان چه برداشت ما از طرف مقابل دشمن بود قادر باشيم در اسرع وقت در جهت بقا تصميم گيرى كنيم، آن طور كه در ميدان جنگ مى توان دشمن را تشخيص داد و جان سالم به در برد.
پس گاهى المان هاى ظاهرى اطلاعاتى را وارد ذهن ما مى كند كه سرعت و قدرت بيشترى از ديگر المان ها مثل كيفيت رفتار، ميزان تحصيلات و ... خواهد داشت.

حالا به سراغ تصويرى مى رويم كه محصول، خدمت و يا سازمان شما به مخاطبين و مشتريان خود ارايه مى كند. همان المان هاى ظاهرى كه تقريبن هميشه اولين برخورد مشترى با محصول يا خدمت را تشكيل مى دهد.
نشانه، رنگ هاى سازمانى، تمامى خروجى هاى تصويرى از نامه هاى ادارى گرفته تا تبليغات روى بيلبردها و حتا نام و شعار تبليغاتى، همه ى اين موارد و موارد بيشتر پوسته اى بزرگ و قوى را تشكيل مى دهند كه شما، محصولتان و سازمانتان را در بر گرفته است.
شايد به فكر اين بيفتيم كه بايد محصولى با كيفيت به دست مصرف كننده رساند اما اهميتى ندارد كه با چه تصويرى! فراموش نكنيم كه كيفيت يك محصول تقريبن جزو آخرين المان هايى هست كه مشترى متوجه آن خواهد شد.

اين يك اغراق نيست بلكه يك واقعيت است. قبل از اين كه او متوجه جنس بسيار خوبى كه در پوسته اى معمولى پیچیده شده، بشود برداشت هاى اوليه را بر اساس بسته بندى شما، رنگ ها، نام و نشان و... خواهد كرد و تصمیم خواهد گرفت که چه اعتباری برای محصولی که پیش رو دارد قائل است.
دیگر شما آنجا نیستید تا شروع به تعریف و تمجید از مرواریدی کنید که در داخل صدف قرار گرفته است، این یک جنگ تن به تن مشتری با هویت محصول یا خدمتی است که شما آن را ارایه می دهید، آیا آن گونه که باید به آن پرداخته اید؟ یا بی دفاع و بی ابزار او را روانه ی میدان کرده اید؟!
ادامه دارد ....

Author: Neda Sehat

Creative Director

Posted
AuthorNeda Sehat