( قسمت اول )
اینجا جایی است که ما زندگی می کنیم و ما موجوداتی هستیم که از بیرون مثلن از دید موجودات زنده ی دیگر کاملن شبیه به هم هستیم.
دو پا داریم، دو دست و یک مرکز کنترل در بالاترین نقطه ی بدنمان.

‘’The photographic fascination with twins, by Martin Schoeller'

خوب، اما از دید خودمان تفاوت های فاحشی بین ما، همسایه مان، همکارمان و بیل گیتس وجود دارد.

شاید هیچ وقت به این تفاوت ها به صورت مواردی مشخص و قابل نام بردن فکر نکرده باشیم اما حتمن به خود مقوله ی «تفاوت» فکر کردیم.

‘’Photo by: Danny Santos’’

چه المان هایی از همکارتان شخصیت اش را در ذهن شما تصویر می کند؟ وقتی اولین بار با یک شخص غریبه برخورد می کنید چه نکته هایی از او دریافت و ضمیمه ی شخصیت (کاراکتر) او می کنید.

البته فراموش نکنیم که قسمت عظیمی از این برداشت ها ناخودآگاه است و شما متوجه اش نخواهید بود اما شاید بتوانید از این پس کمی خودآگاه اش بکنید.

برای مثال یک روز صبح در بانک نشسته اید و در انتظار نوبت خود هستید؛ اگر در دوران عزاداری های مذهبی باشیم و مرد جوانی را ببینید که لباس تیره به تن دارد، برداشت «اعتقادات مذهبی» داشتن رو برای او در نظر می گیرید.

از کنار شما عبور می کند تا به پشت یکی از باجه ها برود و در لحظه ی عبور بوی بسیار مطبوعی را به مشام شما می رساند.
برداشت دوم را حالا از او دارید. از پشت که نگاهش می کنید متوجه لباس اتو خورده و کفش های واکس زده ی منظم او می شوید. برداشت سوم.

نوبت شما سر رسیده، بلند می شوید. در باجه ی کناری مرد جوان می ایستید. متوجه کیف پول چرم ضخیم، گوشی گران قیمت و سوییچ ماشین گران قیمت تر او می شوید.

برداشت چهارم. در همین لحظه مرد جوان رو به شما می کند و می پرسد: مشکلی پیش اومده؟!؟!؟
خوب! شما هنوز هیچ اطلاعات دیگه ای از این مرد جوان در دست ندارید، اما تا همین جا اطلاعات کمی هم نیست! به همین سرعت!

این دقیقن اتفاقی است که بارها بارها هر روز هم برای ما و هم برای دیگران رخ می دهد.
شما ممکن است در روز با ده ها مورد مشابه برخورد کنید و یا یکی از ده ها مورد مشابهی باشید که با شما برخورد می کنند!

این یک شروع ساده اما بسیار مهم خواهد بود…
ادامه دارد ...

Author: Neda Sehat

Creative Director

Posted
AuthorNeda Sehat